X
تبلیغات
رهایم کن........


سکوت میکنم به احترام همه حرف هایی که در دلم مرد..........

دلــــم بالــکنی می خواهـــد رو به شهـــر...
و کمی بـاد خنکــــ و تاریکـــــی ...
یکــــ فنجان بــزرگــــ قهوه ...
یکـــ جرعه تـ♥ـو ... یکــــ جرعه من ...
و سـکوتـــی که در آن دو نگـــاه گـــره خـــورده باشـــد ...
بی کلام...
میـــــدانی...!؟
دلــــم یک "من" می خواهــد بـــرای تــو...
و یک "تــو" تـــا ابــــد بــرای من ...
و باز هم 3نقطه های بی پایانِ من...(!)

جمعه بیست و دوم فروردین 1393 12:32 |- باران -|


ما به هم بدهکاریم.......

به تمام دوستت دارم هایی که ناگفته ماند تا ثابت کنیم منطقی هستیم.......

جمعه بیست و دوم فروردین 1393 11:52 |- باران -|


هی لعنتی...!!

مرا الکی دوست داشته باش...!

دیگر...

 

به دروغ راضی شده ام..!!

...

یادش بخیر یه زمانی ...

دروغگو دشمن خدا بود..!!

سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 15:55 |- باران -|


من کوچ می کنم...

از بین آدمهایی که

فقط چشمهایشان خیره به خود خواهی خودشان است


آدم های سنگ...

آدم های آهن...

آدم های كاغذ...

یكی بی پاسخت می گذارد!

یكی به التماسهایت نیشخند می زند!

یكی به بهانه یك پرسش عذابت می دهد!

یكی غرورت را به خاك می كشد!

یكی هم یلدا می شود و دلت را هزار بار میشکند!

لعنت به همه ی خوبی های عالم وقتی كسی قدرش را نمیداند!

سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 15:44 |- باران -|


همـان یـک بـار هـم کـه مـرا در آغـوش گـرفـــت

مـی خـواسـت حـرص دیـگـری را در آورد....

بـیـچـاره مـن.....

یکشنبه هفدهم فروردین 1393 16:27 |- باران -|


اسـبــاب بـازی هـایـش را جـمـع کـردم ، 

مـاتـم بـرد وقتـی دلــم را مـیــان آنـهـا دیـدم ! 

 

یکشنبه هفدهم فروردین 1393 16:22 |- باران -|


" آنه "تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟

وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود

بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت

از تنهایی معصومانه ی دستهایت

آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هایت

و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت

حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود

" آنه" اکنون آمده ام تا دست هایت را

به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری

در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی

و اینک " آنه" شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار توست
یکشنبه هفدهم فروردین 1393 16:13 |- باران -|


گاهی میتوان تمام زندگی را در آغوش گرفت

 

اگــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

تمام زندگی ات یکــــــــــــــــ نفــــــــــر باشد

http://up.lifesms.ir/up/lifesms/mehr-92/3/1.jpg

.

.

.

.

.

.

بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است

دلم میخواهد

حسادت کنم

به خودم.....


یکشنبه هفدهم فروردین 1393 16:12 |- باران -|


تمام شعر های عاشقانه ام را باید بسوزانم

تا از حرارتش کمی گرم شوم

میخواهم گرمایش قلبم را به آتش بکشد

شاید جبران سردی دستانت و سردی احساست شود

دارم در کنـــــــــــــــارت یـــــــــــــــخ میــــــــــــــزنم....

جمعه پانزدهم فروردین 1393 15:3 |- باران -|


یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

بالاخره یه برگ دیگه از دفتر روزگار ورق خورد .................

بعضیا دلمو شکوندن...بعضیا دلشونو شکوندم......

هر چی بود تموم شد....بیاین کینه هارو از قلبامون پاک کنیم....

بیاید مثه بچگیامون دوباره صاف و ساده بشیم.......

بیاید خود واقعیمون باشیم.....

.

.

.

.+++خدایا کمکم کن امسال اونجوری که میخوام و میخوای بشم....

.

.

.

+++لحظه های هستی من از تو پر شده ست در تمام روز در تمام شب در تمام هفته …
در تمام ماه در تمام سالی که گذشت…
نازنین من . . .
نوروز مبارک....

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 15:28 |- باران -|


ϰ-†нêmê§